تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - 2
پنجشنبه 11 مهر 1392

2

   نوشته شده توسط: تاراس    

یادتون میاد یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسهاین بود ک :1برگه از کیفتون بیارید بیرون!
یادتون میاد تو مدرسه آرزومون این بود ک وقتی از دوستمون می پرسیدیم درستون کجاست, اونا 1 درس از ما عقب تر باشن؟
یادتون میاد وقتی حوصله کلاس درس رو نداشتیم]الکی مداد رو بهانه میکردیم, بلند میشدیم می رفتیم گوشه کلاس, دم سطل زباله, هی می تراشیدیم؟
یادتون میاد دوران دبستان وقتی تنها یه گوشه حیاط وامیستادیم, 1نفر می اومد و بهمون می گفت: با من دوست میشی؟
دیدی چه زود گذشت؟! خوب و بد میگذره... سخت نگیر همکلاسی!

پ.ن1:بچه مدرسه ای ک بودم جشن عاطفه ها به نظرم پر سر و صدا تر از الانا میومد!
پ.ن2: چرا ما آدما از مرگ کبوتر و پروانه ها متاسف میشیم ولی از کشتن سوسک ها نه؟!! مگه نه این که این جون داره و اون نیز هم!؟ مگه نه اینکه جفتشون 1 خدا دارن؟! حالا راستی خدا عدالتو واسشون رعایت کرده؟ ک اینو پروانه و اونو سوسک و منو آدم خلق کرده!؟ سوسک ها خیلی گناه دارن! 
پ.ن3: هر چند وقت یکبار باید 1 تلنگری ب خودت بزنی که که امید واهی موقوف! رویا ممنوع! انتظار معجزه؟ بیخیال!
پ.ن4: آدما رو دوست ندارم. عاشق شمام کلاغا! (از طرف یک مترسک)
پ.ن5: هیچ کس ب اندازه موقعی ک دیگران رو توصیف میکنه شخصیت خودش رو فاش نمیکنه. (ژان پل ریشتر)

بی ربط نوشت: دعا کن عزیز!

شعر نوشت:
خوش آنکه ز روی تو
دلش رفت ز دست


cruzholtkamp.jimdo.com
شنبه 14 مرداد 1396 07:54 ق.ظ
I've been exploring for a little for any high-quality articles or weblog posts on this kind of house .

Exploring in Yahoo I ultimately stumbled upon this site.
Reading this information So i am glad to express that I've a very just right uncanny feeling I found out exactly what
I needed. I so much indubitably will make sure to don?t
fail to remember this website and provides it
a look on a continuing basis.
فاطمه
جمعه 9 اسفند 1392 12:11 ب.ظ
مرسی از نوشنه های زیبات 1 تلنگر بود تاراس جووونم
پاسخ تاراس : ممنون دوست خوبم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر