تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - از حافظه ی آب
جمعه 15 بهمن 1389

از حافظه ی آب

   نوشته شده توسط: تاراس    نوع مطلب :اشعار ،

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
 آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
 کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
 در قنوتم ز خدا «عقل» طلب می کردم
 «عشق» اما خبر از گوشه ی محراب گرفت
 نتوانست فراموش کند مستی را
 هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت
 کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
 ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟

پ.ن: شاعر:فاضل نظری


محمدافشار
دوشنبه 12 دی 1390 10:47 ق.ظ
سلام
وبلاگ بسیا بسیار زیبایی دارید و خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم
این شعر فاضل نظری هم خیلی زیباست
کلا شعرها زیبایی میگه
راستی اگر تونستی شعر کوچه فریدون مشیری رو هم بذار چون من وبلاگم تخصصی نمیشه اونجا بذارم
شما رو لینک میکنم اگر شما هم دوست داشتید بنده رو لینک بفرمایید


در مرز بی رنگ وجود تو با خدا/کافرم,گبرم,یهودم,نیم اسلام دگر/نی نی , کافر نیم,گبر نیم/هیچم ,پوچم,نیم انسان دگر


این شعر از کیست؟
پاسخ تاراس : سلام... ممنونم. انشا الله...
دقیقا نمی دونم. ولی شاید سروده ی شمس باشه!
زهرا
پنجشنبه 28 بهمن 1389 04:30 ب.ظ
فوق العاده بود شعرش.
مرسی.
لینکت کردم
زهرا
یکشنبه 17 بهمن 1389 10:56 ب.ظ
بدو دیگه
پاسخ تاراس : وایسا خب!! حالا که نه! حداقل 1 ساعتی طول می کشه!
زهرا
یکشنبه 17 بهمن 1389 09:49 ب.ظ
آخه بدون امین نمیاد که....
منترل هر 2 شون با هم کار حضرت فیله
پاسخ تاراس : تو بیارشون منم علیرضا و حسام و کیان رو می یارم!
جفتمون 2 ساعته رسما خل می شیم!! :D
زهرا
یکشنبه 17 بهمن 1389 09:36 ب.ظ
نمیدونی چه زحمتی کشید سر این 1 کامنت
کلی ذوق کرد گفتی باهاش دوست میشی
پاسخ تاراس : آخی ... عزیز دلم....
بهش بگو چشماشو ببنده و از طرف من یه بوس محکمش کن.
پ.ن: زهرا یه بار که رفتیم بیرون طاها رو بیار دلم می خواد ببینمش. یاد حسامم افتادم.
سهند
یکشنبه 17 بهمن 1389 08:52 ب.ظ
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟

بسیــــــــــار زیبا بود
پاسخ تاراس : بلی...
طاها(برادر زاده زهرا جونت)
یکشنبه 17 بهمن 1389 08:36 ب.ظ
سلام
طاها هستم
7 سالمه
میشه با شما دوست بشم؟
پاسخ تاراس : سلام طاها جونم.... خیلی خوشحالم که یه دوست ناز مثل تو دارم!
رهگذر
یکشنبه 17 بهمن 1389 08:19 ب.ظ
نمی شه دل به هر کس داد نمی شه از نفس افتاد/ پرنده با پر بسته نمی شه از قفس آزاد ...

... گلوی ساز دلتنگی پر از فریاد خاموشه/ دوباره سر بده هق هق بزار دست صدا رو شه! ...

راس گفته بودی دکتر!
راستی دکتر! این خواننده اش کیه؟ خیلی نظرم عوض شد!
پاسخ تاراس : اختیار دارید... والا نمی دونم. الان سرچ کردم گمونم اسم خواننده شاهرخ باشه البته اگه اشتباه نکنم.
آغازی دیگر
یکشنبه 17 بهمن 1389 07:34 ب.ظ
وفای آب یا رخ ماه؟
پاسخ تاراس : چرا حالا وفا؟
مجتبی
یکشنبه 17 بهمن 1389 10:10 ق.ظ
"کنار آن مرداب جان دهم از بر روی ماهت"
"اگر با من گویی از غمت در رویاهایم"
پاسخ تاراس : زیبا بود.سپاس...
احسان
یکشنبه 17 بهمن 1389 09:35 ق.ظ
به اقای فاضل نظری تبریک می گم!
پاسخ تاراس : ما نیز هم!
دادمهر
یکشنبه 17 بهمن 1389 12:52 ق.ظ
سلام
واقعا... کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می شود از حافظه آب گرفت؟؟
پاسخ تاراس : سلام...
ج-ک
شنبه 16 بهمن 1389 10:50 ب.ظ
راستی یادم رفت بگم واقعاً زیبا بود.
پاسخ تاراس : ممنون. لطف دارید!
دکتر کریمی
شنبه 16 بهمن 1389 10:48 ب.ظ
رفتم برای یکی از همسایه ها که شما هم می شناسید کامنت بگذارم ولی باز نمی شد پس سلام برسونید.


موفق باشید
پاسخ تاراس : بزرگیتون رو می رسونم.
ج-ک
شنبه 16 بهمن 1389 10:41 ب.ظ
سلام خانم دکتر

چه عجب راه گم کردین سری زدید.......
خوشحال شدیم.
تازه خواهرتان خانم دکتر فراهانی خوب هستند؟ سلام برسانید.

به به چه شعر خوبی

فکر کنم که واقعاً از دست امتحان راحت شدید
پاسخ تاراس : سلام و درود. اختیار دارید آقای دکتر.
ایشون هم خوبن. سلام می رسونن.
بنده پست های شما رو دنبال می کنم. سپاس.
زهره
شنبه 16 بهمن 1389 10:40 ب.ظ
زیبا بود
پاسخ تاراس : آخ جوووووووون. زهره!!!
رهگذر
شنبه 16 بهمن 1389 09:09 ب.ظ
یادم می مونه!

+ ماه را می شود از حافظه آب گرفت؟!!


پاسخ تاراس : می نشود!
زهرا
شنبه 16 بهمن 1389 08:06 ب.ظ
خیلی شعر زیبایی بود!
معلومه که حسابی روحت لطیف و سرشار هست...یک خانوم دکتر با روحی وسیع...
پاسخ تاراس : ممنون دوستم.
دخترک
شنبه 16 بهمن 1389 11:36 ق.ظ
بسیااااااااااااااااااااار زیبا بود میشه برام بیشتر توضیح بدین
پاسخ تاراس : :D
فلفلی
شنبه 16 بهمن 1389 09:20 ق.ظ
عالیییی بود عسیسممممممممماز بابت معرفی كتاب ممنون فعلا كه بنی دریافت نشده هنوز
پاسخ تاراس : خواهش می کنم...
ژه
جمعه 15 بهمن 1389 11:12 ب.ظ
مرسی
خیلی بهم چسبید
یاد آوری دوران خوشی های من ، وقتی که این شعر مسیجی بود از عزیزی در Inbox گوشی من
(تنهای اول ، هیچکس همراه نیست)
پاسخ تاراس : خواهش می کنم.
hamid
جمعه 15 بهمن 1389 10:39 ب.ظ
زیبا بود
پاسخ تاراس : بلی .ممنون
یاس وحشی
جمعه 15 بهمن 1389 10:18 ب.ظ
درود بسیار بانو شبتون به خیر ...
با پست صوتی دوم به روز هستم ... رسما دعوت می شوید برای شنیدنش ..
پاسخ تاراس : ممنون. حتما می آییم.
دلژین
جمعه 15 بهمن 1389 09:40 ب.ظ
عاااااااالی
پاسخ تاراس : ممنون.
رهگذر
جمعه 15 بهمن 1389 09:38 ب.ظ
نظرم کمی تغییر کرد!!! اولین بار که شنیدم اطرافم کمی شلوغ بود و نتونسته بودم خوب گوش کنم! الان که دوباره می شنوم می بینم که غیر از آهنگ، شعرش هم قشنگه. بازم به این موزیک های قشنگ برخوردی بهم بگو، لطفا.
پاسخ تاراس : به نظر منم همینطور. باشد.
nazi
جمعه 15 بهمن 1389 09:22 ب.ظ
shere ghasnagi booooooooooooooooooood
پاسخ تاراس : ممنان.
یاس وحشی
جمعه 15 بهمن 1389 09:08 ب.ظ
درود بسیار ... خیلی خیلی زیبا بود و پر معنی ... عجیب با حال الانمان می خواند ...
پاسخ تاراس : خوشحالم که خوشتون اومد.
رهگذر
جمعه 15 بهمن 1389 08:59 ب.ظ
یه آهنگ جالب که در ذهن آدم میشینه ... بنظرم آهنگش قشنگتر از شعرش بود!
+ شعر آپ اخیرتون رو بایستی میذاشتن رو آهنگ اون!
پاسخ تاراس : ولی شعرش به نظر من زیبا تر از آهنگش بود.
زهرا
جمعه 15 بهمن 1389 08:49 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
پاسخ تاراس : بلی بانو. من تو رو می خوام. فردا دیر نکنی!
مستانه
جمعه 15 بهمن 1389 08:35 ب.ظ
سلام تاراس خوبی؟خوش میگذره تعطیلات
مرسی که این شعر و گذاشتی من عاشق شعرهای فاضل نظری ام
پاسخ تاراس : سلام. بدک نیست بی کاری!! خواهش می کنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.