تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - ایلیا
پنجشنبه 21 بهمن 1389

ایلیا

   نوشته شده توسط: تاراس    نوع مطلب :روز نوشت ،

یه دوستی دارم که توی یه موسسه خیریه به بچه ها درس می داد. چند بار به من هم پیشنهاد داد ولی موقعیتش پیش نیومد. چند روز پیش در نهایت این طلسم شکسته شد و با دوست گرام به این مکان سر زدیم. مدیر موسسه یه استاد دانشگاه بود که با هزینه ی شخصی, آنجا رو برای تحصیل بچه های افغانی (کودکان افغان اجازه ی تحصیل در مدارس دولتی ما رو ندارن!) مهیا کرده بود. که البته شدیدا هم تحت فشار مالی و همچنین شهرداری بود.
 یه مدرسه ی قدیمی بقل یه گاوداری وسط یه محله ی زاغه نشین شهر ری!
توی حیاط از بچه ی پنج , شش ساله تا بزرگسال به چشم می خوره. دخترا مانتوی مدرسه ( فرقی نداشت چه رنگی فقط باید مانتو بود!) و یه مقنعه ی صورتی داشتن. پسرا هم لباس فرم خاصی نداشتن.

***
وایسادم دارم برد کلاسشون رو می بینم. یه کار دستی بود که توی هر پلاستیکی یه حشره ریخته بودن و زیر هر کدوم اسمشو نوشته بودن. مورچه, سوسک, خر خاکی, عنکبوت, مگس و .... ولی همه ی کیسه ها به جز مورچه خالی بودن!(تازه مورچه ها هم داشتن تو کیسه راهپیمایی می کردن!)
از یکی از بچه ها می پرسم چرا اینا خالی هستن؟! پس سوسک و خر خاکی و ... کو؟
با لهجه ی غلیظ می گه: خانوم بلد نبودیم خشکشون کنیم, زنده چپوندیمشون! تو کیسه!! خانوم در رفتن!!

***
-    سلام, اسمت چیه؟
-    فهیمه.
-    چه اسم نازی داری. کلاس چندمی؟
-    دوم. فردا هم تولدمه!
یه عروسک زرد کهنه و البته کثیف دستشه. بهش می گم اسم سگت چیه؟ چقدر نازه! یه نگاه با انزجاری به عروسکه می اندازه و با بی تفاوتی می گه اسم نداره! عروسک رو ازش می گیرم و ازش موهارو جدا می کنم و یه ذره تعریف می کنم! چقدر خوشگله, چه گوشهای درازی, چه چشمها ی بزرگی داره. مگه میشه سگ به این خوشگلی اسم نداشته باشه؟! 5 دقیقه بعد بدو بدو می پره بقلم و در حالی که عروسکشو چسبیده می گه اسمش پاپیه!
خوبه! کاری که از دستم بر نمی یومد حداقل پاپی جون اسم دار شد!

***
هر چی مقطع تحصیلی بالا تر می رفت تعداد بچه ها به خصوص پسراشون کمتر می شد. دختراشون می گفتن از ترس و نگرانی اینکه تو این سن مجبور به ازدواج با آدم های مسن نشن می خوان درس بخونن. پسراشون هم می گفتن ما می خوایم بریم برج بسازیم پول دار شیم! نمی خوایم درس بخونیم.

اگه جای این بچه ها بودم آرزو می کردم هیچ وقت بزرگ نشم تا زشتی وبی عدالتی این دنیا رو درک نکنم..

مختصر مفید نحن لا هَو اینترنت! پس تا مدتی که دوباره اشتراک مند شویم با اتصالی در خدمتتون هستیم. عفو فرمایید.


زهرا
پنجشنبه 28 بهمن 1389 04:26 ب.ظ
ثواب کردی!
باعث شدی دختره دوستش داشته باشه !
پاسخ تاراس : آخره. حداقل نقش مفیدم بود!
دوستت
چهارشنبه 27 بهمن 1389 10:47 ق.ظ
سلام بر بانوی طبیب
قلم انگشتای زیبات روی دلم میمونه
افسوس که همه بچه ها یه روزی بزرگ میشن
ولی امیدوارم خوب بزرگ بشن
اگه از دست منم کاری بر میاد بگو گلم
فدات سم یه دنیا
پاسخ تاراس : فدات دوست جونی..
ناهید کوچولو
سه شنبه 26 بهمن 1389 11:41 ق.ظ
Stone
دوشنبه 25 بهمن 1389 11:33 ب.ظ
خیلی ناراحت شدم از خوندن مطلبتون می دونستم خیلی ها زندگی جالبی ندارند ولی ناراحت شدم كه اصلا چرا به مهاجرین فكر نكرده بودم بسی عذاب وجدان گرفتم واقعا قلبم درد گرفت از خوندن مطلبتون.فقط می تونم بگم برای مسئولین متاسفم و امیدوارم خدا به خاطر اشتباهاتشون ببخشدشون.
پاسخ تاراس : معذرت می خوام نمی خواستم ناراحتتون کنم.
دعا می کنم به جایی برسیم و برسید که بتونیم کمکی کنیم.
رهگذر
یکشنبه 24 بهمن 1389 08:02 ب.ظ
ممنونم دکتر!
پاسخ تاراس : خواهش می کنم.
زهرا
یکشنبه 24 بهمن 1389 02:41 ب.ظ
دکتر کریمی....فاطمه که منو اذیت نمیکنه
تو منو کی اذیت کردی که من خبر ندارم فاطی جونی؟
پاسخ تاراس : :D
زهره
شنبه 23 بهمن 1389 09:52 ب.ظ
ایلیا کیه؟
پاسخ تاراس : اسم اون موسسه ایلیا ست.
جلال
شنبه 23 بهمن 1389 04:00 ب.ظ
سلام همسایه

اشتراک جدید اینترنت را تبریک و تهنیت عرض می کنم.

مطلب را نیز خواندم جالب و خوب بود در ضمن خانم دکتر فراهانی را نیز اذیت نکن.

عمر عالی مستدام و در خدمت خلق الله باد
پاسخ تاراس : سلام آقای دکتر.
سپاس و درود. ولی ما هنوز اینترنت نداریم! در صفیم. با دایل آپ وصل شدیم.
dokhtarak
شنبه 23 بهمن 1389 02:04 ب.ظ
salam taras jo0n harchi adam bishtar cheshasho baz mikone az in bacheha va amsale ouna bishtar mibine
ey kash vaghan mishod kari vasashon kard
پاسخ تاراس : درسته!
مجتبی
شنبه 23 بهمن 1389 10:09 ق.ظ
نگاه خوب و انسانی بود.
چه دنیایی داریم میسازیم واسه خودمون!
پاسخ تاراس : درسته...
دخترک
شنبه 23 بهمن 1389 12:58 ق.ظ
]چقدر غمناک بود
پاسخ تاراس : تازه اینا که خوب بودن!
زهرا
جمعه 22 بهمن 1389 04:55 ب.ظ
سلام دوستی
من نمیدونم چرا وقتی تو کشور ما زندگی میکنن نمیتونن از امکانات ما استفاده کنن؟خب اونا هم شهروندن...واقعا آدم تاسف میخوره...

راستی اون نظری که قاطی باطی نوشته بود مال امین بودباهاشون اومدم تو نت که برات نظر بذارن ولی خودم وقت نکردم همون موقع بذارم
پاسخ تاراس : سلام. متوجه شدم آبجی.
یکی بگه آخه تقصیر این بچه ها چیه؟!
raha
جمعه 22 بهمن 1389 04:05 ب.ظ
سلامممممممممممممممم
منو یادته؟
یه زمانی میومدی نظر میدادی؟
فکر کنم منو یادت نیست
چه زود ادما از ذهن میرن![تشویش]
پاسخ تاراس : سلام. دوست عزیر من الان اینترنت ندارم و حتی بلاگ دوستانی که نظر دادن رو هم چک نکردم! لطف از خودشون بود! ولی با دایل آپ با سرعت 30 بلاگ ها اصلا باز هم نمی شن!
ولی چشم.فردا خدمت می رسیم!
dokhtarak
جمعه 22 بهمن 1389 03:03 ب.ظ

سلام عزیزم اپیدم زودی بیا پیشم با لینک موافقی؟
پاسخ تاراس : خدمت می رسیم.
علی بهلو
جمعه 22 بهمن 1389 11:28 ق.ظ
همچنین
پاسخ تاراس : بلی بلی.
نوید
پنجشنبه 21 بهمن 1389 11:33 ب.ظ
سلام دكتر ! خوبین ؟
چه كار خوبی كردین ... یه جوری هم نوشتین كه آدم احساس می كنه الآن اون بچه ه كنارشه و داره این حرفا رو بهش می زنه !
مررسی !
پاسخ تاراس : سلام. ممنون. امیدوارم شما هم خوب باشید.
در واقع من اصلا کاری نکردم! مرسی.
احسان
پنجشنبه 21 بهمن 1389 10:45 ب.ظ
ای بابا چرا اینترنتت قطع شده؟
پاسخ تاراس : اصلا اشتراک انترنت باطل شد! درخواست دادیم دوباره. کی بدن, خدا عالمه!
dr mahsa
پنجشنبه 21 بهمن 1389 10:29 ب.ظ
کار خوبی کردی عزیزم
نمیدونم واقعا از دست ماها چه کاری بر میاد ؟واقعا دل آدم به درد میاد
پاسخ تاراس : ممنون. راستش من می خواستم یه کلاس بگیرم که چون بچه ها تا 4 بیشتر نیستن نمی رسم. پول دار هم تشریف ندارم که حداقل ساپورت مالی کنم! :D
رهگذر
پنجشنبه 21 بهمن 1389 09:54 ب.ظ
دکتر می شه من و یکی از دوستام رو ببری اونجا؟! یا لااقل آدرسش رو بدی ما هم یه سری به اونجا یزنیم. یه نقشه ای تو ذهنم هست که بدم نمی یاد انجامش بدم. It is about a charity which has been deposited in my mind for a long time
پاسخ تاراس : باعث افتخاره. ولی 2 سال طول کشید تا من بتونم برم. به پای من باشه 2 سال دیگه هم طول می کشه که با هم بریم!
ولی حتما آدرسش رو خدمتتون می دم!
مستانه
پنجشنبه 21 بهمن 1389 08:00 ب.ظ
می بینم که به زبان عربی روی آوردید؟؟؟
پاسخ تاراس : وقتی داشتم می نوشتمش گفتم اینو می گیا!!
ولی درود بر زبان پارسی.
طاها
پنجشنبه 21 بهمن 1389 07:27 ب.ظ
پاسخ تاراس : سلام. خوبی؟
ننماتتنات
پنجشنبه 21 بهمن 1389 07:25 ب.ظ
هنححخمتدتئخهعهخهخعتخ90-کککمتتهتتنتلانانهتدنانتاتنهکعهعههخههعنخهعهتهخه99ه
پاسخ تاراس : خب ترجمه هم می کردی!
یاس وحشی
پنجشنبه 21 بهمن 1389 07:24 ب.ظ
درود بسیار ...
چقدر دردناك كه نفس یادگیری علم اصلا مورد توجه نبوده ...
ایشالا اینترنتتان درست می شود و تشریف می آورید .
پاسخ تاراس : درود. وقتی آدما امکانات اولیه ی زندگی کردن رو هم نداشته باشن دیگه یادگیری علم جز فرعیات می شه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.