تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - هل من ینصرنی؟
چهارشنبه 27 بهمن 1389

هل من ینصرنی؟

   نوشته شده توسط: تاراس    نوع مطلب :روز نوشت ،


دیدید این جوونایی رو که دنبال کار می گردن (یا خونه)؟ بعد می شینن آگهی های همشهری رو باز می کنن با خودکار قرمز مدام علامت می زنن در حالی که گوشی تلفن دستشونه!
منم شدم دقیقا همینجوری! با این تفاوت که جای همشهری, اطلس کتابخونه های شهر تهران جلومه!! دارم دنبال یه جایی می گردم که روزهای تعطیل و ایام عید باز باشه. ولی یافت می نشود.
رفتم به یک کتابخونه ی شبانه روزی که بهترین کاندیداست و ایام کنکور هم اونجا عضو بودم سر زدم.
خان اول دانشجو بودن بود که الحمد ا... به خیر گذشت!
خان دوم محل زندگی بود که به خیر نگذشت و گفت فقط منطقه ی خودشون رو ثبت نام می کنه!عجز و لابه و التماس هم جواب نداد!
حالا تلفن به دست دونه دونه دارم به کتابخونه های نسبتا نزدیک زنگ می زنم! تا شرایط عضویت رو بپرسم.
****
اولی با اینکه در منطقه ی خودمون بود می گه دورید! هر چی اصرار هم می کنم دیگه توضیحی نمیده!
دومی می گه تعطیله خانم الان! می گم عیبی نداره فقط شرایط رو می خوام بدونم. می گه مگه نمی گم تعطیله خانم! حالا عصر روز غیر تعطیل بودا!
به سومی, محل سکونت رو دقیقا چسبیده به مکان مورد نظر می گم تا فقط شرایط رو بگه! می گه شما برید کتابخونه ی .... تبت نام کنید به ما دورید! بعنی داشتم شاخ در میووردم! بهش گفتم اونجا ثبت نام نکرد. میگه چرت گفت!! زنگ بزن بگو ثبت نام کنه!
بعدی رو با هزار تا خواهش می کشونم به خان سوم! میگه حالا چون دانشجو پزشکی هستی بیا بزارمت تو صف!! البته بگما تا 6 بیشتر باز نیستیما!
یک روز کامل کارم همین بود و اینقدر جواب عجیب و غریب شنیدم که نا امید شدم... همش سنگ می انداختن.
آقای پدر رفتن همون کتابخونه شبانه روزی اولی که ببینن کاری میتونن بکنن یا نه. بهش گفته بودن اول باید خودش (یعنی من!) باشه بعد برن سراغ خان ها!
خلاصه اینکه کتابخونه شبانه روزی یا باز در روز های تعطیل سراغ دارید؟


nazi
چهارشنبه 4 اسفند 1389 04:48 ب.ظ
salam
ma ham az moshkelat ziad dashtim
yebar too eid ke ma kolli mehmoon dashtim
injaneb majboor shodam ye farsh bendazam kafe hamoom
oonja dasr bekhooonam
bavar mikoni?????????????
پاسخ تاراس : حموم؟؟؟!!!
آوادخت
یکشنبه 1 اسفند 1389 06:53 ب.ظ
ما که حالمان داغان است خواهر ولی برای مشکل شما دو راه وجو دادر:
1- تمرین کنید که در محیط منزل و در هر شرایط شلوغی مطالعه نمایید
2- میگم این کتبخونه ها هم شدن عین مدرسه ها که فقط از رو آدررس ثبت نام میکنن.لذا برای ثبت نام یک فروند آدرس جعلی (اگر شد با یک اجاره نومه جعلی) جور کرده و ثبت نام کنید.

ما حالمان بد است.
پاسخ تاراس : آوا.... آوا..... آووواااااااااااااااااااااااا!!! خوبی دوست جان؟ این دپرسی بعد از امتحانه. جدی نگیر....
اتفاقا تو این فکر هم هستم... قبض تلفن خونه ی دوستمان را هم تهیه فرمودیم!
ره
یکشنبه 1 اسفند 1389 05:57 ب.ظ
... ده سال بعد ... دکتر تخصصش و فلو رو هم گرفته و شده "اتند" یه بیمارستان فوق مدرن فوق روباتی ...

دکتر تاراس (روی وبش): بچه ها هنوز دارم دنبال یه کتابخونه اطراف خونه ام می گردم که بتونم یه کتاب بنویسم!! کسی جای خوبی سراغ نداره؟!؟!؟
پیرمرد اولی: پشت بومو امتحان کردی؟!! پیرزن دومی: برو تو حیاط خونه تون قدم بزن کتاب بنویس!!!
پیرمرد سومی: اتاق خصوصی خونه تون خیلی خوبه ها!
پیرزن چهارمی: دکتر هنوز الافی!!!
پیرمرد ان اومی: ...!!؟؟
پاسخ تاراس : wowww....چقدر روحیه کاذب دادید الان!
ولی بسی لبخند بر لبانمان نشست. ممنان.
ربولی حسن کور
یکشنبه 1 اسفند 1389 12:52 ب.ظ
سلام
شما که برای یه کتابخونه اینقدر دردسر میکشین ببینین برای پیدا کردن شغل و خونه چقدر باید سختی کشید!
پاسخ تاراس : اونا رو واگذار می کنیم به کس دیگه!
کویر
یکشنبه 1 اسفند 1389 11:28 ق.ظ
مردم با چه مشکلات طاقت فرسایی دستو پنجه نرم میکنن
خدا بهتون صبر بده
پاسخ تاراس : فقر امکانات دیگه!!
ناهید کوچولوو
یکشنبه 1 اسفند 1389 12:51 ق.ظ
اگه کتابخونه ایی توی تهران سراغ داشتم حتما راهنماییت میکردم.
پاسخ تاراس : ممنون.
زهرا
یکشنبه 1 اسفند 1389 12:17 ق.ظ
خواستم بگم منم بیدارم !!
پاسخ تاراس : ما نیزهم...
ره
شنبه 30 بهمن 1389 08:34 ب.ظ
بهترین جا واسه درس خوندن خلوت اتاقیه که واسه رفع خستگی موقتی دسترسی محلی به موزیک و تخت تاشو داشته باشه! و البته یخچال میوه!!
- کتابخونه؟ نه، حواس آدم به سایر کتاب ها و آدما معطوف می شه.
- پشت بوم؟ نه، سر آدم با کفترا و کلاغ ها و چند تا نقطه دیگه گرم می شه!
پاسخ تاراس : من این موردی که شما به عنوان بهترین جا واسه درس خوندن گفتید رو دارم ولی عادت ندارم چون تاحالا کتابخونه درس خوندم.
با نظرتون درباره ی بشت بوم موافقم.
نرگس
شنبه 30 بهمن 1389 02:23 ب.ظ
بالا پشتبومی چیزی ندارید تو خونه تون منت اغیار نکشی مادر؟
پاسخ تاراس : والا از شما چه پنهون بالاپشتبوم رو هم امتحان کردم. جواب نداد...
negin
شنبه 30 بهمن 1389 12:48 ق.ظ
سلام گلم!الهی ایشالا كه یه جا خوب پیدا كنی و از این سرگردونی(علافی خودمون) در بیای!!
به وبم سر بزنی خوشحال میشم.

پاسخ تاراس : سلام. ممنون. خدمت می رسیم.
کرگدن دل نازک
جمعه 29 بهمن 1389 02:20 ب.ظ
تو هنوز سرت تو روزنامه همشهریه؟!
بی خیال شو بابا!
پاسخ تاراس : چشم!
مهندس آکله
جمعه 29 بهمن 1389 11:11 ق.ظ
باورم نمیشه! منم نصف زمانم رو توی گلستانم.
یعنی من تا به حال تو رو اونجا دیدم؟
این دفعه یه نشونه بده که بتونم ببینمت.
پاسخ تاراس : آخ جون هر وقت خواستی بیای یه خبر بده! من اونجا رو سند زدم. همیشه اونجام!
مسرور می شم ببینمت.
زهرا
جمعه 29 بهمن 1389 05:23 ق.ظ
پس عجب معضلی شده برات ...ان شا الله بیابی آنچه پی اش هستی...من که عمرا تو کتابخونه نمیتونم درس بخونم...باید وز وز حرف زدن اهل خانه به گوشم باشه تا دلم آروم باشه...
پاسخ تاراس : ممنان.
مهندس آکله
پنجشنبه 28 بهمن 1389 11:46 ب.ظ
بوی ترشی که تو زمان نهار توی همه ی کتابخونه ها هست. من توی کتابخونه گلستان که بودم عادت داشتم تایم ناهار اول میرفتم نمازخونه، بعد از نماز میومدم نهار باور کن بوی رستوران های جاده هراز میومد. ملی هم روزهای غیر تعطیل تا 10 یا 11 بازه. مطمئنم. می تونی به سایت مراجعه کنی. توی محدوده ی شهرک غرب برات مناسبه؟ یکی از دوستام اونجا میره و راضیه. اگه میخوای برات شماره و آدرس می گیرم.
پاسخ تاراس : مرسی دوستی من در حال حاضر گلستان درس می خونم. اونجا روزای جمعه تا 2 ظهر و غیر تعطیل تا 11 شب بازه. پس ملی فرقی با کلستان نداره واسم. تازه گلستان از نظر راه برام راحت تره. نه دوستی ممنون. آدرس و تلفن همشونو دارم! گمانم یه دور دیگه برم اندیشه ببینم چی می شه!
هومن
پنجشنبه 28 بهمن 1389 10:12 ب.ظ
یعنی تمرین و باشگاهِ با حضور غیاب، حتی در ایام امتحانات هم هست؟!
پ.ن. خیر! وظیفه‌ای نیست!
پاسخ تاراس : بلی... تمرین تمام تیم ها در زمان امتحانات کنسل شد جز ما!!
و اینکه بنده متعهد شدم به جای حضور در کلاس های تربیت بدنی (که البته چند تاشم رفتم) در تمرینات تیم, اون هم در سالن پرستاری (نه سالن خودمون) حضور داشته باشم. بنا بر امضایی که ازم گرفتن هر گونه غیبت غیر موجه موجب سلب نمره ی عملی میشه! امتحان تئوری هم دادم!
جلال
پنجشنبه 28 بهمن 1389 07:29 ب.ظ
سلام خانم دکتر خسته نباشید

در نوشته های شما دو چیز دیدم یکی نیازمندی شما و دیگری توانمندی شما .

در مورد نیازمندی : باید عرض کنم که جوابی ندارم. و اگر باشه شاید مقبول نیفتد .

در مورد توانمندی : در نگارش بسیار توانا هستید و می توانید یک نویسنده خوب شوید(در کنار دیگر توانمندی های شما)

شما می توانید در آینده مقالات علمی خوبی به رشته تحریر درآورید.

در هر صورت امیدوارم در کنار دیگر دوستانتان همیشه موفق باشید.
پاسخ تاراس : مرسی آقای دکتر...
مستانه
پنجشنبه 28 بهمن 1389 05:41 ب.ظ
به به فاطمه خانم زدی تو فاز لنگویج عربیک! ما خیلی حال می کنیمااااا خبریه؟!

باورم نمیشه به این شدت دنبال کتابخونه باشی؟!؟من 10 دقیقه هم تو کتابخونه تحمل نمی کنم بمونم!!!اما واسه دوست گلی مثل تو آرزو می کنم یه کتابخونه پیدا بشه
پاسخ تاراس : فدات دوست جون! ولی درود بر پارسی زبان.
اون واسه آهنگ کلام بود!
کرگدن دل نازک
پنجشنبه 28 بهمن 1389 04:25 ب.ظ
کتابخونه؟؟!!!
گشتم نبود؛ نگرد نیست!!!!
پاسخ تاراس : جونه من!! من شدید احتیاج دارم!
زهرا
پنجشنبه 28 بهمن 1389 04:25 ب.ظ
حالا یکی هم که میخواد درس بخونه اینا نمیذارن!
کتابخونه ملی چه جوریه شرایطش؟
کلا خود دانشگاها از همه جا بهترن. کتابخونه هاشون معمولا تا 6 -7 بازه
پاسخ تاراس : برای ملی نمی شه چیزی برد تو!
شب می خوام یه جایی رو! کتابخونه دانشگاه هم نظم نداره از نظر من!
نوید
پنجشنبه 28 بهمن 1389 12:54 ب.ظ
چه می كنن این كتابخونه ها !! ( با لحن فردوسی پور !)
اینجا ایرانه دیگه ، انتظار دیگه ای هم مگه میشه داشت ؟! اصلا من هنوز این فلسفه ی دور بودن رو نفهمیدم ! آخه چه ربطی داره به یه كتابخونه ؟!؟!
پاسخ تاراس : منم نفهمیدم!
مجتبی
پنجشنبه 28 بهمن 1389 12:37 ب.ظ
ای بابا.
پس این شیره خونه های اطراف و داخل شهر فقط شبانه روزین. شرایط هم نمی خواد.
مملکت گل و بلبل بهتر از همینم نمیشه.
پاسخ تاراس : راست می گید. مثلا دانشجوییما!
راستی میشه لینک اون پستتون( تغییرات زبان پارسی) رو واسم بزارید!
مهندس آکله
پنجشنبه 28 بهمن 1389 12:13 ب.ظ
من همیشه میرم کتابخونه ی اندیشه، سهروردی کنار مرکز خرید اندیشه. بالای لیسانسه و دانشجو هم نمی پذیره. در مورد شما، نمی دونم چی بگه. ما مشکل محدوده هم نداشتیم، فکر نکنم کاری داشته باشن. شرایط و امکاناتش بسیار عالیه. کمد داره، آشپزخونه داره همش هم داخل سالنه برای یه جیش ناقابل مجبور نیستی کلی چادر چاقچور کنی. شبانه روزی هم هست.
کتابخونه ملی اوکازیونه منتها روزای تعطیل، تعطیل و روزای غیر تعطیل تا 10 شب بیشتر نیست. ارسباران هم بد نیست ولی چون مختلطه اصلاً توصیه نمی کنم.
پاسخ تاراس : چه جالب!منم منظورم از همون کتابخونه ی شبانه روزی بهترین کاندیدا همون اندیشه بود!! که یک سالم اونجا بودم!! می دونی تنها بدیش چی بود؟؟ صدای فنش و بوی ترشی تو آشپزخونه!! بقیه ی اینا یی که گفتی واقعا خوب بود!
کتابخونه ی ملی نه کمه کم باید تا 12 باز باشه!
ارسباران هم نمی خوام! نمی تونم ساعات متوالی با پوشش اسلامی!! درس بخونم!
خیلی ممنون. اگه اندیشه بلاخره ثبت نامم کرد خوشحال می شم ببینمت!
زهرا
پنجشنبه 28 بهمن 1389 11:12 ق.ظ
ببین حالا که خونتون ساکته من میام خونتون درس میخونمهمونجا رو میکنیم کتابخونه دیگه
پاسخ تاراس : کجا ساکته؟ عربستان ویزا نداده همه همینجا تشریف دارن!! تازه الان تولد مامانمه اینجا مهمون هم هست!
علی لرستانی
پنجشنبه 28 بهمن 1389 01:07 ق.ظ
بدون کتاب خوندن زندگی رو حتی نمیتونم تصور کنم
پاسخ تاراس : درسته... کسل کننده میشه...
رهگذر
پنجشنبه 28 بهمن 1389 12:07 ق.ظ
اون کسی رو که فرستادم اونجا از بس حرفای عجیب و غریب زده که دوست دارم برم از نزدیک اونجا رو ببینم. تو کی می خوای بری اونجا؟ می گفت خیلی راهش دوره. اصلا چطوری باید رفت تا اونجا؟ و چطوری باید برگشت!؟! تو چیکارکردی؟ واسم بگو.
+ در مورد این که چیکارکردم هم تا کاری نکردم که نمی تونم بگم! ولی بهت می گم حتما. تو پیشنهادی داری؟
پاسخ تاراس : آم... درسته دور بود. ما با مترو رفتیم شهر ری. بعد یکی از بچه های موسسه اومد دنبالمون تا راه رو به راننده ی آژانس نشون بده. همینطوری هم برگشتیم.
به من هم گفتن یه کلاس تقویتی مقطع راهنمایی رو بگیرم ولی چون موسسه ساعت 4 تعطیل میشه نمی رسم!
فعلا یونی فرصت هیچ کاری بهم نمی ده!
دخترک
چهارشنبه 27 بهمن 1389 11:26 ب.ظ
من با کتابخانه بیگانه ام
پاسخ تاراس : ولی من برعکس اونجا رو سند می زنم!
هومن
چهارشنبه 27 بهمن 1389 10:57 ب.ظ
می‌شه باشگاه و تمرین دانشگاه رو در ایام امتحانات تعطیل کرد! :-B
در مورد سربرگ‌های گروه جزوه هم واقعاً ممنون! :-)
پاسخ تاراس : اونوقت تربیت بدنی پاس نمیشه! حضور غیاب دارن!
+ خواهش میکنم خجالت نده لطفا. وظیفه بود.
زهرا
چهارشنبه 27 بهمن 1389 10:17 ب.ظ
پاسخ تاراس : پیشنهاد شما بودا! زود باش کتابخونه معرفی کن!
هومن
چهارشنبه 27 بهمن 1389 09:20 ب.ظ
مگه حالا حتماً باید تو اون زمان‌ها درس خوند؟!
پاسخ تاراس : آم... روزای هفته که باشگاهیم واسه تمرین دانشگاه تا شب! پس کی بخونم؟
راستی نشد! ولی الان خواهر گرامی اومدن و گفتم با PC خودش واسم درس میکنه.
راستی همون آرم گروه جزوه قبلیمونو با PC کشیدم. قسمت های خاکستری اون حاشیه ی جزوه رو هم پاک کردم. در کل قشنگ شد. کلی هم سر برگ واسه درسا زدم!:D
یاس وحشی
چهارشنبه 27 بهمن 1389 09:19 ب.ظ
درود بسیار ....
چقدر این كتاب خواندن تان مشكل شده است و مطالعه برایتان مثل گذر از صحرای الخالی !!
بهترین كار این است كه بروید اتاقی در هتلی یا در مسافرخانه ای اجاره كنید !
پاسخ تاراس : بسی خنده شد. ممنون. مسافر خونه انتخاب خوبیه. ولی باید یه گروهی رو هم با خودم ببرم که جو درس ایجاد شه!:D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30