تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
جمعه 4 شهریور 1390

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

   نوشته شده توسط: تاراس    نوع مطلب :روز نوشت ،

مسافر تاكسی آهسته روی شونه‌ء راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، كنترل ماشین رو از دست داد…نزدیك بود كه بزنه به یه اتوبوس…از جدول كنار خیابون رفت بالا…نزدیك بود كه چپ كنه…اما كنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سكوت سنگینی حكم فرما بود تا این كه راننده رو به مسافر كرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این كار رو تكرار نكن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی كرد و گفت: "من نمی‌دونستم كه یه ضربه‌ی كوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه كه به عنوان یه راننده‌ی تاكسی دارم كار می‌كنم…
آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه كش بودم…!"

پ.ن1 : شبای امتحان با 10 تا لیوان چایی و قهوه و 2 کیلو سیب راس ساعت 9 شب دیگه به قول همکلاسیم باید به چوب کبریت متوصل شیم حالا دیشب 1 قرص جوشان ویتامین c خوردیما! قریب به 30 ساعته هوشیار تر از بنده کسی وجود نداره!
پ.ن2 : گرامیان زین پس وبلاگمان را به روز نمی کنیم مگر در مواقع ضروری! (حالا از فردا روزی 2 بار آپ می کنما!) یکی از دلایلش آن است که ما ناسلامتی ترم دیگر امتحان علوم پایه داریم. منم که یکی از مدافعان سرسخت straight  شدن! می خوام تک رقمی بیارم! (به روی اعتماد به نفسمان نیاورید پلیز!) البته که به سان گذشته شما را می خوانیم... دلیل مهمتری هم دارد.... گاهی نیاز داریم برای خودمان هم باشیم....  خودمان خودمان را تنها می خواهد.....  خیلی وقت بود این تصمیم را گرفته بودم.... پیش بینی آوادخت اجازه ی افشا گری به ما نمی داد!
پ.ن3: کلن همیشه که نمی تونیم زیر فشار روزگار شاد باشیم! گاهی.... تنها گاهی.... غمگین می شویم...
پ.ن4: وقتی پاهایت یاری نکنند بن بست همان جاییست که ایستاده ای . ..
 پ.ن5: دیشب ساعت 2 بارون اومد. هوا بسی دلنشین است.
پ.ن6 : 5 شهریور کره مریخ به فاصله ۶۳۴ مایلی خود به زمین میرسد. حتما در راس ساعت ۱۲:۳۰ بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد! این امر ۱۲۰۰ سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد.
پ.ن7: از مولانا بخوانید:
ای دوست مكن كه روزها را فرداست             نیكی و بدی چو روز روشن  پیداست

در مذهب عاشقی خیانت نه رواست               من راست روم تو كج روی ناید راست
پ.ن 8 : حکایت کسانی که دنیا را فقط از زاویه دید خودشون میبینند:



پ.ن9 : آیا تا به حال تصاویر بزرگ شدن یه پاندا رو دیدید؟ جالبه, عکس ها رو در ادامه ی مطلب گذاشتم. در این گونه مواقع من می گم بزرگی خدا رو شکر!






















زهرا
جمعه 1 مهر 1390 10:38 ب.ظ
سلام
پس شما هم این ترم علوم پایه دارید.من هم تصمیم گرفته بودم تک رقمی بشم ولی عمرا بشم.
قشنگ می نویسید راستی من تصور می کردم فقط من شب امتحان عمیق ترین خوابهای دنیا سراغم میاد پس این یک اپیدمی شاید هم پاندمیه
پاسخ تاراس : درود بسیار بانو.... گرفته بودی؟!
بلی پاندمیه!
وبنوشته های یک ماما
چهارشنبه 23 شهریور 1390 11:56 ب.ظ
ذوغ کردم کلی با این عکسها ممنووووووووووووووون
پاسخ تاراس : خواهش می شود.
دکتر ارنست
چهارشنبه 23 شهریور 1390 12:56 ب.ظ
آخی علوم پایه دارین؟ من سال پیش همین موقع داشتم برنامه ریزی میکردم برای علوم پایه منم میخواستم استریت بشم. اگه خوب میخوندم میشدم ولی یه چیزی تو دلم مدام میگفت" بی فایدس تو که استریت نمیشی چرا این همه میخونی" منم آخراش دیگه خسته شدم ولش کردم حدود ده تا درسو نرسیدم نگاه کنم! ولی رتبم خیلی خوب شد فهمیدم اگه ادامه میدادم به هدفم میرسیدم این حرفا هم که باید از تابستون شروع میکردی کشکه الان به اندازه کافی وقت داری.موفق باشی
پاسخ تاراس : بلی بلی. خیلی ممنون. پس کاشکی ادامه می دادید. ممنون از توصیه تون.
سید وحید
شنبه 19 شهریور 1390 11:48 ب.ظ
واقعا داستان جالبی بود!
من آآآآآآشغ داستاناییم که نقطه اوجش جمله آخر داستانه!
-من شبای امتحان اونقدر نسکافه میخورم که بدنم رو به کهیر زدن میره!واجب شد حتما قرص ویتامینc رو امتحان کنم!
راستی عکس پاندا هم خیلی عالی بود.
پاسخ تاراس : درود فراوان. خواهش می شود. منم اینطور داستان ها رو دوست دارم.
سپاس...
طبیبک
جمعه 18 شهریور 1390 11:48 ب.ظ
11دقیقه تا انتخاب واحد
گفتم حتما خودت انتخاب واحد نمیکنی...
پاسخ تاراس : شمارش معکوس نزار چون استرس نمی گیرم!
خیلی خستم!):
طبیبک
جمعه 18 شهریور 1390 11:06 ب.ظ
دوستی زنده ای؟
1 ساعت دیگه انتخاب واحده هااااا
پاسخ تاراس : بلی... ولی از خستگی راه به سان مرده می باشیم.
داشتم وبلاگت رو می خوندم که نام خود دیدیم انرژی کاذب بگرفتیم. D:
mohammadjavad
چهارشنبه 16 شهریور 1390 12:52 ق.ظ
آپمو حتما بادقت بخونید
ازتون خواهش می کنم
پاسخ تاراس : بلی . حتمن.
Dr.4leaf
سه شنبه 15 شهریور 1390 11:58 ب.ظ
سلام
من تازه وبتو دیدم، چه کاری ازم برمیاد که تک رقمی نشی؟!
پاسخ تاراس : درود فراوان.
کلن شما کاری هم نکنی من تک رقمی نمیشم.
ماری
سه شنبه 15 شهریور 1390 09:59 ق.ظ
عجــــــــــــــــــــب!
پس فلسفه ش این بوده رهگذر جان!
پاسخ تاراس : جناب رهگذر با شما بودند لیدی!
ماری
سه شنبه 15 شهریور 1390 09:58 ق.ظ
مرسیییییییییی دکتر!انشاالله!
آره دیگه!اون میخواد بره یونی!ما چه کاره ایم!!!
حالا بماند که چقد سربه سرش گذاشتمماَ!
پاسخ تاراس : کلن سر به سر خواهر گذاشتن جذابیت خاصی داره!
رهگذر
دوشنبه 14 شهریور 1390 09:46 ب.ظ
اون رو واسه یکی از دوستان نوشته بودم که سی بیست یعنی سی ضربدر بیست که می شه ششصد که به حروف ابجد انگار می شه حرف خ! بعدشم حرف خ روی سرو می شه خسرو! این یه شعر بوده که طرف می خواسته اسم دوستش رو به ایما و اشاره بفهمونه! از اول می گفت خسرو بهتر نبود؟!؟
پاسخ تاراس : چه جالب! ممنون که توضیح دادید. :-)
زهرا
دوشنبه 14 شهریور 1390 09:22 ب.ظ
گروه های در خواستی رو بده تا برات انتخاب واحد کنم دوستی
مسافرت خوش بگذره
پاسخ تاراس : مگه اومده آبجی؟
ممنونم. *-:
ترانه
دوشنبه 14 شهریور 1390 01:27 ق.ظ
پاسخ تاراس : $:
زهرا(غزل باران)
یکشنبه 13 شهریور 1390 12:48 ق.ظ
سلام دکتر تاراس عزیز ممنون ک سر زدید بازهم تشریف بیارید اگر وقت شد
پاسخ تاراس : سلام. وظیفه بود.
مهتاب زاهدی
شنبه 12 شهریور 1390 11:54 ب.ظ
پست آوا بدجوری تأثیر گذار بوده. مدتیه دارم به تعطیل کردن وبلاگم فکر می کنم.
پاسخ تاراس : مهتاب به نظرم این کارو نکنی بهتره ولی هر طور خودت صلاح می دونی. :-(
زهرا
شنبه 12 شهریور 1390 10:29 ب.ظ
تو دیگه آپ نمیکنی آخه
خودت لاموجودی بعد به ما میگی؟
دیگه درس خون شدی گروه خونیت به نمیخوره نه؟
پاسخ تاراس : خیر! بنده الان در حال کار روی پروژه ی پست بعدیم هستم!
و تمام وقت هم موجود.....
من که دارم میرم مسافرت تو می خوای درس بخونی بخون! واسه منم انخاب واحد می کنی؟:D
آغازی دیگر
شنبه 12 شهریور 1390 07:52 ب.ظ
اون قضیه مریخ فکر نکنم صحت داشته باشه.پارسالم گفتند و اینجوری نشد
پاسخ تاراس : والا اخبار گفت. البته اون شب هوا بسی ابری بود و ما که چیزی رویت نکردیم!
ربولی حسن كور
جمعه 11 شهریور 1390 02:40 ق.ظ
سلام
اونقدر از هر دری سخنی نوشتین كه آدم نمیدونه درباره كدومش بنویسه؟!
پاسخ تاراس : درود فراوان. شایدم از هیچ کدوم ننویسه!
دوست
جمعه 11 شهریور 1390 01:01 ق.ظ
سلام دوست جون شرمنده نتونستم این چند وقت بیام
خوب کاری میکنی انشا الله ماندد همیشه رتبه 1 بیاری دکتر جون
راستی مرسی از عکس های زیبای پاندا
از شیرینی تولد و روز پزشگ که در رفتی امیدوترم از شیرینی رتبه اول شدن در نری
منتظر خبرهای خوب هستم دکی جون
پاسخ تاراس : سلام دوست جون. تو استتار کردی وگرنه بیای من شیرینی تولد هم بهت می دم...
ممنونم.
ناهید کوچولوو
پنجشنبه 10 شهریور 1390 07:26 ب.ظ
خواب کافی خیلی موثره ، 30 ساعت!

به امید تک رقمی + شیرینیش

پاندا چقدر خوشکل شد
پاسخ تاراس : بلی بلی. سپاس فراوان بانو.
فرشته ایزدپناه
پنجشنبه 10 شهریور 1390 04:34 ب.ظ
سلام دوست خوبم
اگه یادت باشه گفته بودم كه چت فرشته و برادری چند قسمته
الان قسمت 2 آماده اس
میای بخونی؟فكر كنم داره به جاهای خوبی میرسه!

خانوما خیلی مهمند!فقط قدر خودشون نمیدونن!
پاسخ تاراس : سپاس.
mojtaba_382
پنجشنبه 10 شهریور 1390 10:31 ق.ظ
این پانداهه واقعی بود!!
پاسخ تاراس : احتمالا!
y
چهارشنبه 9 شهریور 1390 04:46 ب.ظ
azizaam eydet mobaraaak
shad bashiii
پاسخ تاراس : سپاس فراوان. مال شما نیز هم..
رهگذر
چهارشنبه 9 شهریور 1390 01:57 ق.ظ
عیدبردکترعزیزمبارک
پاسخ تاراس : سپاس فراوان. عید بر جناب رهگذر و خانواده گرامیش هم مبارک.
زهرا(غزل باران)
سه شنبه 8 شهریور 1390 05:44 ب.ظ
سلام
من ب وب شما تازه وارد شدم اما اونقدر جالب بود ک متنای قبلی رو هم خوندم و واقعا جالب بودن و تاثیر گذار میدونم ک الان وقت ندارید اما هر وقت ک تونستید خوشحال میشم ب منم سر بزنید و با اجازه لینکتون کردم
پاسخ تاراس : درود فراوان دوست گرامی....
آشنایی با شما باعث افتخاره.
y
دوشنبه 7 شهریور 1390 11:42 ب.ظ
salaaam
dastane jalebi bud!

ishalaaa tak ragami miariii
elaaahii
hamishee shad bash azizaam
vay aksaa kheili gahshang budaaan
nadide budaaam
jaleb bud
naz budaan
پاسخ تاراس : درود فراوان.
بسی ممنانیم.
tecton
دوشنبه 7 شهریور 1390 01:59 ب.ظ
واقعا تامل برانگیز بود رشد یك پاندا!! تا حالا ندیده بودم خیلی جالب بودانقد كوچولو...
یعنی الان شما سر درستونید
پاسخ تاراس : درود فراوان.
+ خیر! اصلن و ابدن!D-:
من اگه مادرشوهربشم
دوشنبه 7 شهریور 1390 12:30 ب.ظ
خیلی جیگررررررررررررههههههههههه
پاسخ تاراس : بلی بلی بانو....
mahsa
دوشنبه 7 شهریور 1390 04:50 ق.ظ
wish you luck honey!
به نظر من واقعا کار خوبیه آدم یکم واسه خودش باشه حالا تو هم شدی عین خودم!!
پاسخ تاراس : بلی بلی بانو ... ما رهرو ی شما می باشیم.... البته فعلن که در حد حرف می باشد.
pink
دوشنبه 7 شهریور 1390 03:33 ق.ظ
چه پاندایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30