تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - فرو خرده
جمعه 21 بهمن 1390

فرو خرده

   نوشته شده توسط: تاراس    

می دانی؟
برای گرفتن بعضی چیزها یک آدم کم است, یک خدا می خواهد!

حتی اگه سرسرای وجودت مملو از تشویش و بی قراریست باید کناری آرام گیری, بسپاری به دستش و تنها نظاره گر شوی. حتی اگر ترس, بیشه زار وجودت را به آتش کشیده پلک هایت را بر هم بگذار تا انعکاس شعله هایش در نگاهت جلوه نیابد. نفسهایت را حبس کن مبادا ویرانه هایت زبانه کشد, دیگران را نیز خاکستر کند...شکایت به نزد کسی مبر, شاید آنها حتی هیزم هم نداشته باشند تا در جواب جنگل سوخته ات علامتی بفرستند.

خاموش باش زیرا این تو نیستی که باید آنٍ خود را بستانی. و او خود بهترین پشتیبان هاست.


« هنگامی که به سوی آنها بازگردید, از شما عذر خواهی کنند. بگو عذرخواهی نکنید. ما هرگز شما را باور نخواهیم کرد, چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته. و خدا و رسولش اعمال شما را می بینند. پس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگشت داده می شوید و او شما را به آنچه انجام می دادید آگاه می کند. »


پ.ن1: این پست مخاطب خاص ندارد. (مثل همیشه!)
پ.ن2: ما عالی هستیم. (شما باور نکنید!)
پ.ن3: تنها راهی که به شکست می انجامد تلاش نکردن است. (برای همین است ما اینقدر پر پیدا ییم!)
پ.ن4: چند روز پیش بخشی از شاهنامه رو درباره وصال زال و رودابه شنیدم. رودابه کمند موهای بافته شده‌اش را باز کرد و از ایوان قصرش به زیر انداخت و گفت (خطاب به زال) از گیسوی من بگیر و به بالا بیا که گیسوان من از برای تو میباشد.
من متاسفم (به عنوان یک آریایی!) که وقتی این قسمت رو خوندم در ذهنم انیمیشن ژولیده (Tangled) نقش بست!
 پر خرج ترین انیمیشن تاریخ که به تازگی ساخته شده. در صورتی که شاهنامه برای 1000 سال پیش هست!

پ.ن5: از کسانی که از من متنفرند سپاس, آنها مرا قوی تر می کنند. از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم, آنان قلب مرا بزرگتر می کنند. از کسانی که مرا ترک می کنند متشکرم, آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست و از کسانی که با من می مانند سپاسگزارم , آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند. (کورش بزرگ)

پ.ن6: چندیست این آهنگ رو گوش می دهم. جدید نیست اما حرف های یاس هیچ گاه قدیمی نمی شوند:


بی ربط نوشت: انصاف نیست... نیست! [آیکون لبخند تلخ]

شعر نوشت:   
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم     محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
 من که عیب توبه کاران دیده باشم بارها         توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم



cindatooks.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 08:39 ق.ظ
Wow, amazing blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your site is magnificent, as
well as the content!
حنا
شنبه 13 اسفند 1390 10:22 ق.ظ
دختر تو معلوم هس کجایی اصن ؟

زنده ای که؟!!!
پاسخ تاراس : اینجایم بانو..... شرمنده...
رهگذر
جمعه 12 اسفند 1390 01:24 ب.ظ
دکترجان حداقل بیا بگو ببینیم چیکارکردی؟ دیروز که یکی از بچه ها اومده بود و می گفت کمی سخت و سنگین بوده. امیدوارم واسه شما راحت تر بوده باشه.
پاسخ تاراس : سلام... به نظر منم کمی سخت بود! (فقط کمی ها!)
خیلی هاش رو نرسیده بودم بخونم.... و لونایی رو هم که خونده بودم چون وقت نشده بود دوره کنم (با این که سوال مثلا آشنا بود) یادم نمی یومد! ولی در کل سوال تکراری کم داشت مخصوصن دروس مینور که هر کدوم 6 تا 10 تا سوال داشتن.
از همه ی اینا بگذریم! خوشحالم که تموم شد! خیلی روم فشار اومد.
مرسی که جویای حال بودید. :)
stone
جمعه 12 اسفند 1390 12:04 ب.ظ
واقعا فرصت خوندنمون کم بود برای علوم پایه
پاسخ تاراس : دقیقن! خیلی موافقم! من که کم و بیش فقط رسیدم آنا رو بخونم (اونم ناقص و همون طوری که بهتون گفتم از روی اطلس) و به جز آناتومی, تو فرجه فقط جواب تست حفظ می کردم! (تازه خود تست هم نه ها! جوابش!!)
ولی اینم گذشت... لطفا نگران و ناراحت نباشید و مطمئنم نتیجه بهتر از اون چیزی که فکر می کنید می شه.
البته من یه فکری داشتم که می خواستم به شما و دوستتون (مون) بگم ولی ترسیدم وقتتون رو بگیرم. البته الان پشیمونم که چرا نگفتم!
+امیدوارم و مطمئنم امتحان پره رو عالی می دیم. ما استحقاقش رو داریم. :)))
alast
جمعه 12 اسفند 1390 12:25 ق.ظ
سلام رفیق... خسته نباشی ...علوم پایه چطور بود؟

شما عالی هستید... در این شکی نیست...ما نیز باور داریم
پاسخ تاراس : سلام. ممنون. علوم پایه هم کمی خوب نبود.
ممنونم. نظر لطفته..
tarane
چهارشنبه 10 اسفند 1390 08:45 ق.ظ
پاسخ تاراس : می دونستی خیلی خیلی خیلی خوبی! :)
رهگذر
دوشنبه 8 اسفند 1390 10:52 ب.ظ
امیدوارم نتیجه موفقی در امتحان بدست بیاری و با سربلندی به کانون گرم وبلاگ برگردی!!
پاسخ تاراس : ممنون. دلم برای این کانون گرم تنگ شده بود!
tarane
چهارشنبه 3 اسفند 1390 12:59 ب.ظ
پاسخ تاراس : :*
خترمتفاوت
دوشنبه 1 اسفند 1390 08:49 ب.ظ
شعرنوشت زیبایی بود
پاسخ تاراس : سپاس
y
دوشنبه 1 اسفند 1390 08:24 ب.ظ
salam
mese hamishee ali bud
kheili ziba bud
rasti pey neveshta harf nadaasht
delam barat tang shode midunam sargarme darsi
ishala ke ulum payato ali midi
پاسخ تاراس : سلام بانوی مهربان...
تو چطوری؟ مرسی, نظر لطفته... خیلی مرسی...
دکتر ژیلا
دوشنبه 1 اسفند 1390 02:42 ب.ظ
درود
انیمیشن tangled رو ندیدم، باید ببینمش.
همون بهتر که ایران در مورد شاهنامه فیلم و انیمیشن نسازه که تمام تصورات زیبامون رو ازش بهم میریزه. می شه یه انیمیشنی توی مایه های لک لک ها بر بام که همهشون مثل روبات بریده بریده بود حرکاتشون یا مثل فیلم رستم که اصلا آدم رغبت نمی کرد 1 قسمتشو هم تا آخر ببینه!
پاسخ تاراس : درود بسیار دکتر گرامی...
ببینید, بسیار زیباست...
ولی به نظرم بازم بهتر از هیچیه!
ترانه
یکشنبه 30 بهمن 1390 01:21 ب.ظ
سلام عشقم

دیووووووووووووووووووووووووونتم دختر

واقعا واسه همه چیز خدا لازمه


دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست دارم
تا...


دوستی من تا نداره
پاسخ تاراس : سلام ترانه.... الان من مثل همیشه شرمسار معرفت و مهربانی تو می باشم....
ما نیز هم! :)
شب های نقره ای ...
شنبه 29 بهمن 1390 10:34 ب.ظ
چقدر دلنشین بود این جمله :
یک آدم کم است یک خدا می خواهد
و اگر همان یک خدا را داشته باشی ... چه کم داری؟...
مثل همیشه پست های زیبا یتان مملو از درس و انرژی مثبت است
پاینده باشید و در پناهش
یا حق
پاسخ تاراس : درود بسیار بانوی گرامی...
سپاسگزارم.... شما نیز هم....
ماما مهربون
جمعه 28 بهمن 1390 03:49 ب.ظ
سلام .پستتون که عالی بود
از گیسوی من بیا بالاااااااااااااااا؟جل الخالق
پاسخ تاراس : سپاسگزارم... :)
رهگذر
چهارشنبه 26 بهمن 1390 10:49 ب.ظ
راستی شنیدم در دانشگاهتون المپیک زمستونی راه انداختند؟! شما شرکت نمی کنی دکترجان؟!
پاسخ تاراس : ممنون که گفتید. ما که فعلن سرمان گرم علوم پایه است! خبر ندارم.
دکتر ارنست
چهارشنبه 26 بهمن 1390 08:52 ب.ظ
مثل همیشه عالی نوشتی. عکس و شعری که همیشه با متنت مینویسی دوست دارم.
پاسخ تاراس : ممنان دکتر جان. :)
ساناز
چهارشنبه 26 بهمن 1390 06:59 ب.ظ
پشت این كوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا، ودر آن باغ كسی میخواند، كه خدا هست، دگرغصه چرا؟!
آرزو دارم خورشید رهایت نكند، غم صدایت نكند، ظلمت شب سیاهت نكند و تو را از دل آنكس كه دلش با دل توست، حضرت دوست جدایت نكند....
پاسخ تاراس : :))
ساناز
چهارشنبه 26 بهمن 1390 05:26 ب.ظ
" و خدایی که در این نزدیکی ست..." این جمله رو خیلی دوست دارم :)
+ مثل همیشه فوق العاده نوشتی تاراس بانوی مهربان :)
پاسخ تاراس : همین جاست. از رگ گردن نزدیک تر.
سپاسگزارم بانوی مهربان. :)
حنا
چهارشنبه 26 بهمن 1390 12:25 ب.ظ
من بودم ... یادم رفت اسممو بنویسم
حواس ندارم که !
پاسخ تاراس : :)
چهارشنبه 26 بهمن 1390 12:24 ب.ظ
اون گوشیه رو تا امسال داشتم
بعدش فروختم یکی دیگه خریدم
جاش خالیه
گاهی دلم براش تنگ میشه ...
طفلک گوشیم الان معلوم نیس دست کیه ؟!
پاسخ تاراس : گوشی نو مبارک.
خرجنگ
چهارشنبه 26 بهمن 1390 12:26 ق.ظ
انصافتو شکر. در بدترین شرایط یک نظر طنز بود. مثل این که بگم وبلاگ شما پرمحتواترین وبلاگی است که دیده ام. که این نشاندهنده ی کنایه یا طنز است.
پاسخ تاراس : من قصد ناراحت کردن شما رو نداشتم. ولی جدن برداشتم از نظرتون این بود. شاید بهتر بود از یه آیکون تصویری استفاده می کردید تا بهتر منتقلش می کردید.
حالا هم که چیزی نشده. سخت نگیرید. یه سو تفاهم بود. :)
+ کنایه (یا طنز) جالبی بود! وبلاگ پر محتوای من!
حنا
سه شنبه 25 بهمن 1390 12:00 ب.ظ
چن وخته
یعنی دقیقن از وختی خاطره ی ساندویچ کالباسو گفتی ... هی خاطراتمون رو دوره می کنم ...

هی یاد کتابخونه می افتم
یاد آقای شریفی
یاد آقای عبدوس!!!!!

وای که چقدر شبیه حمید جبلی بود به نظرم

دلم برای تو و همه ی هم دوره ای هایم تنگ شده بانو ... زیااااااااااااااااااااااد
پاسخ تاراس : اون ساندویچ که برای من خیلی خاطره شد حنا جان. من هر روز اونجا می رم و حتی چهره ی چند سال پیشت روی اون صندلی توی ذهنم حک شده که فقط نگام کردی تا خودم یادم افتاد!
یا اون روزی که گوشیت سقوط آزاد کرد!
+ من نیز هم.
خرچنگ
سه شنبه 25 بهمن 1390 12:25 ق.ظ
توضیح کنایه:خوبیه شاهنامه به اینه که حقیقت آنچه را که در تاریخ بوده است(من جمله فرهنگشان) را بیان کرده است وقضاوت را به عهده ی خواننده گذاشته است.طبیعتا هر دوره ای فرهنگ وآداب ورسوم خاص خود را داشته است وعدم تطابق فرهنگ قدیم با امروزدر بعضی از موارد دلیلی برای انکار تاریخ ایران نیست.خصوصا این که تاریخ ایران پر است از داستانهای اخلاقی وعبرت آموز.
این هم برای بیانگری در مورد نظر قبلیم.
حال انصافا همون نظر کناییم روشن تر نبود.
پاسخ تاراس : انصافا نه!
در هر صورت ممنون که توضیح دادید.
خرچنگ
سه شنبه 25 بهمن 1390 12:06 ق.ظ
تصور من از تاراس این بود که کنایه را خوب می فهمد.
پاسخ تاراس : به نظرم کنایه نبود و بیشتر جنبه ی تمسخر داشت.
حنا
دوشنبه 24 بهمن 1390 11:45 ق.ظ
خوبم

گفتم که
ندیدم انیمیشنه رو ... چطوری نظر بدم دربارش. اما تو آخر انیمشنه دیدی کسی مثلا یاد آوری کنه داستان از کجا اقتباس شده ؟

از این دلخورم که از فرهنگ و ادبیاتمونم که استفاده می کنن کلا بی نام و نشونیم ولی یه 300 می سازن با اون ایرانی های به نمایش درآمده !
پاسخ تاراس : تقصیر خودمونه.
دانشمنگ
یکشنبه 23 بهمن 1390 11:13 ق.ظ
سلام
جملات این پست عجیب با حال و هوای دور و ور ما جور بود.
این قسمت از شاهنامه رو نمیدونستم جالب و ناراحت كنندست به قول شما
پاسخ تاراس : درود فراوان. فعلن که تمام وجود مرا گرفته...

بلی, متاسفانه! :(
پریا
یکشنبه 23 بهمن 1390 10:32 ق.ظ
از اونجایی که به سر آمده حکیمه ,درک می کنم...درست میشه تاراسی
پاسخ تاراس : :S
خرچنگ
یکشنبه 23 بهمن 1390 12:34 ق.ظ
چه معنی داره که زن جماعت گیسوشو از ایوان قصر به زیر بیندازه.خوب میکنن ازش انیمیشن نمیسازن.مگه دستم به این فردوسی نرسه.
پاسخ تاراس : میدانید؟ تاراس بر اساس نظرات مخاطبانش که حاوی طرز فکرشان است, تصویری از آنها در ذهن خود می سازد. فقط می خواستم بگویم شخصیت خرچنگ در ذهن من به گونه ای دیگر بود!
نسرین
شنبه 22 بهمن 1390 07:43 ب.ظ
سلام تاراس جونم
مثل همیشه عالی بود
واقعا از خوندن نوشته هات لذت میبرم
پاسخ تاراس : تو لطف داری بانو. ;)
ماریا
شنبه 22 بهمن 1390 02:38 ب.ظ
معلوم است که انصاف نیست...
..............................................
........................................................
پاسخ تاراس : :(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30