تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - می شود جای پاهایت را نشانم دهی؟
یکشنبه 14 اسفند 1390

می شود جای پاهایت را نشانم دهی؟

   نوشته شده توسط: تاراس    

ما بلاخره از جنگ برگشتیم, (همون امتحان!) البته به همراه جراحات جنگی. ولی خب زنده ایم!

بگذریم...


 لازم نیست از اول همه چیز در اختیار داشته باشیم... اصلن به نظرم خوب هم نیست که در آسایش و رفاه کامل چشم باز کنیم. وقتی برای چیزی زحمت بکشیم قدرشون رو بهتر میدونیم... با سختی هست که روح آدما جلا پیدا می کنه... اون وقته که ارزش حرفه ی آینده و مسئولیت سنگینی که روی شونه هات هست رو بهتر حس می کنی. منزلت خشت خشت زندگیت رو که خودت روی هم سوار کردی...محبت آدمایی که روزت رو باهاشون به شب می رسونی...
ولی با همه ی این تفاسیر گاهی نگران می شی... از آینده ای که قرار اتفاق بیفته... کاش ما هم یه شیوانا داشتیم. کاش کسی بود که کوله باری از تجربه همون اول راه بهمون می داد...

 

دوستان می شه کتاب معرفی کنید.. برام خیلی مهمه. هر چیزی که خوندید و به نظرتون مفیده... یه خط هم درموردش توضیح بدید که من زمینه اش رو متوجه شم.  لطفن علمی از نوع تخصصی و همچنین رمان از نوع ایرانی نباشد.  خیلی مرسی.

پ.ن1: با تاخیر, اسکارمون مبارک!!

پ.ن2:آدم هـا زود پشیمان می شــونـد ..!
گاهی از گفته هـایشــان ..
گاهی از نگفته هـایشــان,
گاهی از گفتن نگفتنی هـایشــان
گاهی هـم از نگفتن گفتنی هـایشــان ...


پ.ن3:  باید در مورد پست قبل توضیح بدم; من چیز هایی که ذهنم رو مشغول می کنه می نویسم. لازم نیست تجربه کرده باشم. به عبارتی نویسنده شانس بیاورد جز ظالمان نباشد. مظلوم ماندن به جای خود!

شعر نوشت:       حسرت نبرم به خواب آن مرداب                  کارام درون دشت شب خفته ست
                            دریایم و نیست باکم از طوفان                   دریا همه عمر خوابش آشفته ست 
 (شفیعی کدکنی)


http://sheronhennighausen.hatenablog.com/entries/2015/06/25
شنبه 14 مرداد 1396 09:11 ق.ظ
Thanks for a marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it,
you could be a great author.I will be sure to bookmark
your blog and may come back down the road. I want to encourage you to ultimately continue your great job, have a nice weekend!
بیوشیمی ستم
چهارشنبه 24 اسفند 1390 12:09 ب.ظ
قربون دوست با معرفت من هرجوری هویتم رو عوض كنم تو بازم میشناسیم
پاسخ تاراس : بانو جان تو اسم هم نزاری من می شناسمت...
بیو شیمی ستم
سه شنبه 23 اسفند 1390 12:56 ب.ظ
سلام دوستی جون
کتاب بلد نیستم که معرفی کنم
مسل همیشه الی بودی


4 شنبه سوریت بی خطر خواهر
پاسخ تاراس : سلام بانو... تو چرا اینقدر تغییر هویت می دی؟! :) ولی موافقم!
+ فدای سرت! تو نیز هم.
سپیده
دوشنبه 22 اسفند 1390 11:17 ق.ظ
... تو ...!
پاسخ تاراس : من....!
سویل
یکشنبه 21 اسفند 1390 10:33 ب.ظ
سلام ..
خوشحالم که امتحانات تموم شدن و با متن اصلیه پستت کاملاً موافقم...
پاسخ تاراس : ممنون سویل جان.
دکتر ارنست
یکشنبه 21 اسفند 1390 07:45 ب.ظ
یادم نبود شما برنامتون با تهران یکی شده. عیب نداره دیگه عوضش برنامتون کلا بهتر شده تابستون هم تعطیلیتون بیشتره.
پاسخ تاراس : آره... امیدوارم بهتر باشه...
دانشمنگ
یکشنبه 21 اسفند 1390 12:59 ب.ظ
سلام خسته نباشید
كتاب : به كودكی كه هرگز زاده نشد و یا یك مرد .نوشته: اوریانا فالاچی
البته اگه اعصاب نداری و میخوای ذهنت و استراحت بدی سراغشون نرو
پاسخ تاراس : سلام. ممنون. بستگی داره چه جوری بخواد درگیز بشه...
مرسی از راهنماییتون.
متربّص
یکشنبه 21 اسفند 1390 10:14 ق.ظ
-ادامه نظر قبلی-
در روایات داریم که به هیچ وجه اینطور قرآن نخوانید که از آیات،بدون تفکر رد شوید! بلکه میتوانیم فقط شبی یک آیه! فقط یک آیه را با باز کردن قرآن بیابیم و روی آن 10 دقیقه فکر کنیم، اصلا هم سخت نیست! امتحانش کنید و آنگاه تغذیه روح خود را به وضوح مشاهده کنید،
میدانید چه اتفاقی میفتد؟
در این صورت، شما کتابی را خوانده اید که مستقیما "خدایتان" آن را نوشته و مستقیما "خودتان" آن را دریافت کرده اید و حلاجی نموده اید، البته در جاهایی که برایتان شبهه داشته و سوالی پیش آمد، حتما به تفاسیر موجود در کتابخانه ها و حتی اینترنت مراجعه نمایید و یا سوالتان را با سایت های پاسخگویی در میان گذارید،
و آنگاه بعد از گذشت مدتی، متوجه میشوید که همان 10 دقیقه ها، زندگیتان را به طور کامل متحول کرده و این فقط از نورانیت قرآن است و شکی در آن نیست،
و همین طور برنامه کوتاهی برای نهج البلاغه و نیز مضامین بسیار جذاب و زیبای مناجات های امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه که جمله جمله اش انسان را ذوب میکند و انسان وقتی این ها را میخواند، تازه خودش را میشناسد که در کجا قرار دارد!
انشالله موفق باشید.
التماس دعا
پاسخ تاراس : درود بسیار.... بسیار سپاس گزارم از راهنمایی های سودمندتون. در خاطرم می سپارمشون... البته که فرمایشات جناب عالی متین است...
+ یک احتمال: شاید نویسنده قرآن می خواند و مد نظرش خواندن چند کتاب در حاشیه بود! می دانید خواندن چند کتاب در حاشیه در کنار کتبی که فرمودید اگر چه ارزششان با یکدیگر قابل مقایسه نیست ولی در تضاد هم نیست.
یک اشتباه: باید جزئیات کتاب هایی که مد نظرم بود را بیشتر توضیح می دادم. البته می خواستم دست مخاطبم را باز بگذارم.
+ سپاسگزارم.
متربّص
یکشنبه 21 اسفند 1390 10:13 ق.ظ
یک کتاب معرفی میکنم که در نهایت، چکیده و خالص شده تمام بهترین کتاب های جهان، به یک کلمه آن هم نمیرسد، نویسنده این کتاب هم کسی است که اگر تمام تدبیر ها و شناخت های همه همه عالم هستی را جمع کنید، به مانند قطره ای است در برابر اقیانوس شناخت و علمش،
و آن کتاب چیزی نیست جز "قرآن".
خواهر بزرگوارم، ما حقمان را به قرآن ادا نکرده ایم که دنبال کتاب های دیگر میگردیم، ما قرآن را نچشیده ایم که دنبال مزه های دیگر هستیم، ما قرآن لمس نکرده ایم که دنبال ملموسات دیگر هستیم!
چرا راه را برای خودمان سخت میکنیم؟ چرا راهی که صاف است را میخواهیم با کج و معوج رفتن طی کنیم؟
چرا وقتی اقیانوسی به نام "قرآن" و دریایی به نام"نهج البلاغه" و رودخانه ای زلال و آرام بخش به نام" صحیفه سجادیه" داریم، بیخود خودمان را به زحمت بیندازیم!
بیایید با هم فکر کنیم، تمام نویسندگان جهان که کتابی را مینویسند و در اختیار من و شما قرار میدهند، فکرشان و عقلشان و قلمشان را که با آن کتاب را نوشته اند، همه را "خداوند" به آنها عطا نموده! حالا ما چرا منبع را دور بزنیم و به حاشیه برویم؟!
البته کتاب برای تلطیف روح بسیار عالی است، اما قشنگی اش اینست که ما از راه اصلی غافل نشویم و در راه اصلی باشیم و بعد از سایر حاشیه ها نیز استفاده کنیم.
اگر همانطور که برای تمام کارهایمان برنامه میریزیم، برای قرآن خواندن هم برنامه بریزیم، آنگاه تاثیرات شگرف این کتاب سراسر نور و حیات را در میابیم،
نمیخواهد حتما روزی مثلا یک سوره بخوانیم یا مثلا چند صفحه مقرر کنیم!
-ادامه در نظر بعد-
رهگذر
شنبه 20 اسفند 1390 10:59 ب.ظ
امروز صبح پاشدم یه آدرس داشتم که برم بازارچه خیریه. یه جایی بود نزدیکی های ما که دوستانمون کمتر می رن اونجا! گفتم برم که کسی نباشه و تنهایی حال معنوی کنیم! کلی هم ذوق داشتم که زودتر برسم. خلاصه وقتی که رسیدم دیدم خیلی شلوغه ولی از بازارچه خبری نیست! پرسیدم مگه اینحا نیست؟! گفتند هفته پیش بوده! الان هم امتحان آیلز برگزاره! اگه می خوای بفرمایید تو! خیلی بهم خندیدندو من هم راموکشیدم و رفتم پی کارم تا باشم که زمان برگزاری رو از روی کارت بخونم!!!
راستی دکترجان! شنیدم اونجایی که هردومون غیرمستقیم می شناسیمش داره توی همین هفته یه برنامه ای واسه بچه ها اجرا می کنه. البته روی تاریخ درستش رو من حساب نکن!!!
پاسخ تاراس : سلام... والا ما هم به پیش بینی شما رفتیم یونی ولی اونجا هم هیچ خبری نبود!
+ عیب نداره. مهم نیت معنوی تون بوده!
+ این هفته؟ اگه امتحان هفته ی دیگه مون کنسل شد, حتمن زنگ می زنم به دوستم خبر می گیرم.
مرسی که گفتید...
ماریا
شنبه 20 اسفند 1390 08:56 ب.ظ
اسکارتون مبارک ....(البته با تاخیر )


امیدوارم باز هم موفق به دریافت اسکار بشوید ..ولی نه این شکلی ...!(اگر بدانی در اسپانیا چه خبر است؟)


راستی برایت آرزوی موفقیت دارم
هم در جنگ امتحان..و هم در جنگ زندگی دوست مهربانم .!

شب خوش..
.....................
...............................

پاسخ تاراس : مرسی!! :D
کنجکاو شدم. چه خبر است؟
ممنونم. شما نیز هم.
دکتر ارنست
شنبه 20 اسفند 1390 08:09 ب.ظ
سلام دوست عزیز خیلی خسته نباشید
تعطیلات بعد علوم پایه خیلی حال میده
برو حسابی خوش بگذرون
پاسخ تاراس : سلام بانو!
تعطیلات کجا بود؟ اون مال زمان شما بود!
شنبه 10 فصل فارما امتحان داریم!
+ داغ دلم تازه شد!!
شنگین كلك
شنبه 20 اسفند 1390 04:15 ب.ظ
درود بر شما و عرض ادب
خدارا شكر كه برگشتید و انشاالله كه جراحات جنگی هرچه زودتر التیام پذیرد.
متاسفانه مدتهاست كتاب خوبی نخوانده ام
شاید آخرین كتابی كه بتونم ازش براتون بنویسم بادبادك باز بود نوشته خالد حسینی
شاید خوانده باشید اگر هم نخواندید بهتره توضیح بیشتری ندهم كه ازحاله خودتان را برای یك گریه درست و حسابی آماده نكنید
موفق باشید
پاسخ تاراس : درود بسیار...
خیلی خیلی ممنونم از لطفتون....
+ گریه؟! من اصلن جنبه شو ندارم!!
ربولی حسن كور
جمعه 19 اسفند 1390 06:56 ب.ظ
سلام
خدا رو شكر كه موقتا راحت شدید
تا امتحان بعدی خوش باشید!
پاسخ تاراس : سلام....
تا شنبه...
ماما مهربون
جمعه 19 اسفند 1390 03:22 ب.ظ
سلام دوست عزیز خوبی شما؟ممنون که بهم سر زدین
اره منم قبول دارم سختیا ادمو مثله فولاد اب دیده میکنه
پاسخ تاراس : سلام بانو... ممنون....
ولی زیادی از حدش دیگه آدم رو ذوب می کنه!!
ماری
جمعه 19 اسفند 1390 12:49 ب.ظ
نه بانو!ناراحت نشدم!خودم دوست دارم بچه بمونم!
دکتر قضیه ی یک مرغ دریایی متفاوته...که چیزی فرا تر از جنگ بر سر طعمه میخواد...
پاسخ تاراس : چیز بدی هم نیست... منم دوست دارم. :)
پس واجب شد بخونمش. مرسی...
رهگذر
جمعه 19 اسفند 1390 08:55 ق.ظ
دکترجان! مگه امسال اخر سال بازارچه خیریه سوپ و اش نمی فروشید؟! همون رو می گم دیگه! حالا علوم پایه داشتید که داشتید چرا سنت های حسنه رو فراموش می کنید؟! بخاطر خودم نمی گم ها!!!!! مثه این که خیلی تابلو بود!!! باورکن بخاطر تنوع خوراکی ها می گم! نه بخاطر خودم!!!
راستی دومین کتابی که پیشنهاد می کنم: هنر اشپزی؛ روزا منتظری!!!
پاسخ تاراس : آهان! مرسی که توضیح دادید! چرا به فکر خودم نرسید!؟ ولی من که چیزی ندیدم! خبری نبود! این هفته برم ببینم چه خبره؟!
کاملن مشخصه! :)
+ مرسی. آشپزی دوست داریم. :d
پریا
جمعه 19 اسفند 1390 12:36 ق.ظ
خسته نباشیم!شر امتحان هم کنده شد!
پاسخ تاراس : آره واقعا! نه خسته بانو...
مجتبی
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:20 ب.ظ
کجا ممکن است پیدایش کنم "هاروکی موراکامی"
پاسخ تاراس : سپاس
مریم
پنجشنبه 18 اسفند 1390 08:26 ب.ظ
سلام خانوم دكتر!!!!!!!!!!
شما كه قبولی!!!غصه نخوری!!!!
پاسخ تاراس : نه میم مون....
من و غصه؟! :)
ماری
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:20 ب.ظ
راستی...
نارنیا...آررره!من کلا همه سزیاشو دوست دارم...
من کلا از تیره ی بچه سانان به حساب میام!!
پاسخ تاراس : نه منظوری نداشتم ماری.... با خوندن نارنیا, خاطراتم زنده شد...
ماری
پنجشنبه 18 اسفند 1390 01:18 ب.ظ
سلام دکتر!مرسی درسها هم سلام میرسونن!
استییییییییییی!اگه کتاب جاناتان مرغ دریایی رو نخوندی حتتتتتتتتتتتتتتتتما بخون!فوق العاده ست...شاید کلا 30 دقیقه طول بکشه ولی فوق العاده ست...
پاسخ تاراس : چشم... رمانه بانو؟
حنا
چهارشنبه 17 اسفند 1390 05:51 ب.ظ
سلام دوستم
چطوری جنگ زده ...؟
خوبی؟
کی بیشتر از شما لایق گرفتن بهترین نمره هاس بانو ؟!
ان االله مث همیشه این امتحاناتت هم خوب میدی ...
ما بسی از اینکه شما اینجایی مشعوف شدیم ...
پاسخ تاراس : سلام حنا...
مرسی خوبم. :)
از ما بهتران! ممنون... ما نیز هم...
y
چهارشنبه 17 اسفند 1390 02:24 ب.ظ
salaaam duste khubam
khubii?
khasteye emtehan nabashiii
khoshaaal shodam bargashtiii
ishalaa ke natijeye emtehanetam alii mishee
rastii
postet kheilii ziba bud
harfe dele manam bud
rast migi adam un chizo ke ba sakhti va be khosus khodesh besh berese
ghadresho bishtar o behtar midunee
alii bud
ey kash shivana bud
pey neveshte alii bud
پاسخ تاراس : درود بسیار بانو....
من خوبم... تو خوبی؟ ممنون... لطف داری...
+من یک شیوانای واقعی دیم می خواد!
ماری
سه شنبه 16 اسفند 1390 01:18 ب.ظ
سللللام دکتر جونم!خوبی؟؟؟
نارنیا!
کنت مونت کریستو!بلندی های بادگیر!و...
پاسخ تاراس : سلام لیدی... چه می کنی بادرس ها؟
نارنیا؟ یادش بخیر. بچه بودیم چقدر فیلمش رو دوس داشتم... با اون کمد چوبی!
بلندی های باد گیر رو هم گرفتم... ممنون.
شب های نقره ای
سه شنبه 16 اسفند 1390 12:07 ب.ظ
نظرم رو ندونسته خصوصی فرستادم !
خودتم بخونی کافیه
پاسخ تاراس : ممنونم بانو...
دریافت شد.
یک عدد جوجه
سه شنبه 16 اسفند 1390 09:09 ق.ظ
کتااااااااب؟
بذار فکر کنم
آها.کتاب بلندی های بادگیر رو حتما بخون.قشنگه و خیلی زود هم تموم میشه اگه کتاب خون حسابی باشی.
برباد رفته هم که دیگه هیچی
پاسخ تاراس : اوهوم... ممنان...
بلندی های بادگیر رو گرفتم... گمانم خیلی معروفه... ممنون..
بر باد رفته رو در دوران خردسالی به عنوان story book کلاس زبانم خوندمش.
یاس وحشی
دوشنبه 15 اسفند 1390 07:28 ب.ظ
درود بسیار بانوی محترم...
خوش برگشتید... شما كه خوب می روید و خبری از كسی نمی گیرید اما من دعا می كنم كه نتایج باب میل باشد...

"از صبا تا نیما" یحیی آرین پور، دوره ی سه جلدی...

شبِ ترمیدور، اریك شابان...

دن كیشوت سر وانتس...
پاسخ تاراس : درود فراوان... سپاس.
مرسی که این کتب رو معرفی کردید... هر چی دنبال اولی گشتم فعلن که پیدا نکردم....
امیر
دوشنبه 15 اسفند 1390 05:09 ب.ظ
سلام
چون گفتین معرفی کتاب بهم احساس تکلیف دست داد!!!!!!!
والا نمیدونم چه جور کتابی دوست دارین و میخونین
چندتایی کتاب هست که برای من فوق العاده جالب بوده
چند تاش فایل الکترونیکیش هست
چندتاش هم تا جایی که من میدونم نه
کتاب (( در جستجوی امر قدسی)) مصاحبه رامین جهانبگلو با اقای دکتر نصر بسیار زیباست
هم جنبه روایی از زندگی اقای دکتر نصر هم سیر تفکر ایشون و هم یه جورایی تاریخ ما
خیلی برام جالب بود و به نظرم زیباست
میدونین که دکتر نصر تقریبا بزرگترین فیلسوف جهان اسلام هستن
ایضا شبیه همین
کتاب (( زیر آسمانهای جهان)) مصاحبه رامین جهانبگلو با دکتر داریوش شایگان
که ایشون هم فیلسوف بسیار بزرگی هستن
دیگه سری کتاب نیمه پنهان ماه جلد اول شهید چمران به روایت همسر
بسیار زیباست
اگر هم به فلسفه علاقه دارین تقریبا البته از جنبه عمومیش کتاب فلسفه اخلاق ترجمه خانوم بحرینی بسیار زیباست و اموزنده و دیدافزا
بسه دیگه سرتون رو درد اوردم
ببخشین اگر زیادی نوشتم
دو کتاب اول فایل الکترونیکیش هم موجوده
امیدوارم بخونین و خوشتون بیاد
موفق باشین
ا
پاسخ تاراس : درود بسیار.... بسیار سپاسگزارم از لطفتون....
به نظر جالب می یان... همون روز (که پیام گذاشتید) هر 2 کتاب اول رو گرفتم اینا رو بخونم بقیه شون رو هم می گردم و پیدا می کنم... خیلی خیلی ممنون..
+ کتب فلسفی دوست داریم البته با نثر روان که متوجه شم قضیه چی هست!
بهار
یکشنبه 14 اسفند 1390 05:31 ب.ظ
سلام عزیزم..
خوبین؟
امیدوارم امتحان به خوبی برگزار شده باشه... و زخمها زود التیام پیدا کنه..
کتاب آنا کارنینا از تولستوی به نظرم خوب و خوندنیه.. اول داستانهای تولستوی کمی پیچیدست اما بعد داستان روان و جذاب میشه..جنگ و صلحشم خیلی دوست داشتم..
پاسخ تاراس : سلام.... ممنونم.
آنا كارنینا... خیلی خوبه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30