تبلیغات
نمی نویسم که بخوانی, می نویسم که لمس کنی, ببویی... - آن غریبه
جمعه 25 اسفند 1391

آن غریبه

   نوشته شده توسط: تاراس    

برای گناهکار هم وقتی مجازاتی تعیین می شود می بینند آیا توان تحمل آن را دارد یا نه؟ طاقتش را نداشتم, تار و پودم از هم گسست اما تخفیفی هم نخوردم! روزی به تو خواهم گفت ; روزی که به سان دو غریبه در هیاهوی سکوت از کنار هم گذر کنیم. آنگاه نفسی آسوده خواهم کشید که قصه ی این قلب از جا کنده شده ام را لااقل به خودت گفته ام! روزی به تو خواهم گفت...


قانون نوشت: صدور کیفر برای متهم متناسب است با احوال او! مثلا اگه رای دادگاه زندان باشه ولی متهم بیماری ای داشته باشه ک نتونه حبس رو تحمل کنه, قاضی بهش تخفیف می ده و کیفرش رو عوض می کنه.

توضیح نوشت: یه دوره 1 ماهه کلاس پزشکی قانونی برامون گذاشتن. یه چیزایی تو این کلاس دیدیم و شنیدیم که ساعت ها انگشت تحیر به دندان گرفتیم! گاه دپرس گشتیم و بقیه روز چیزی نخوردیم! گفتیم بیاییم بگوییم عجب قانون های بی حسابی داریم! عجب آدم های بی وجدانی! چه شیوه هایی برای قتل وجود داشت که ما روحمان هم از آن بی خبر بود!  و چه ها و چه ها! بعد دیدیم اصلن چه سودی دارد هوار بزنیم که ای جماعت چشم ها را بگشایید, زشتی ها را در یابید...؟! نتیجه اش شد برداشتی متفاوت در قالب کوچک نوشت بالا با اقتباس از یکی از قانون های مدنی. 


پ.ن1:سر کلاس پزشکی قانونی نوشتمش! (چنین دانشجوی طالب علمی هستم بنده!)

پ.ن2: وقتی داری بالا میری, مهربون باش و فروتن. چون وقتی داری سقوط میکنی از کنار همین آدما رد میشی...

پ.ن3: خداوند میبیند و می پوشاند. مردم نمی بینند و فریاد می زنند...

پ.ن4: همچنان امتحان داریم اینبار از نوع Excell اش!

پ.ن5: مسابقه اول شدیم! 

آهنگ: اگر طرفدار کارهای شهرام شکوهی هستین آهنگ شب و بارون رو از دست ندید. کاری متفاوت از ایشون با ریتمی شاد! 

شعر نوشت: 
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی                  تا در میکده شادان و غزل خوان بروم!        
(حافظ)    


http://marvishertel.soup.io
چهارشنبه 3 خرداد 1396 12:41 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Well written!
Hamed Nikpey
پنجشنبه 25 شهریور 1395 11:43 ب.ظ
In jomleh besyar ziba hastesh.
خداوند میبیند و می پوشاند. مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

Aya jomleh az khodeton hastesh?
گلاره
سه شنبه 29 بهمن 1392 06:37 ب.ظ


تو باید دیپلمات میشدی!!!
خوب ما رو پیچوندی ها...!!!!
پاسخ تاراس : :)))
گلاره
دوشنبه 28 بهمن 1392 07:34 ب.ظ
خداوند می بیند و می پوشاند...
مردم نمی بینند و فریاد می زنند...!!!

فوق العاده است... :)

آن گاه نفسی آسوده خواهم کشید که قصه ی این قلب از جا کنده شده ام را لا اقل به خودت گفته ام...{یه نفس عمیق...یه آه از ته دل...}

مگه چه شیوه هایی برای قتل وجود داره که روح ما هم ازش بی خبره؟!؟!؟!
پاسخ تاراس : :) ....

+ شیوه هایی ک بعدش ب خودت می گی: خوب چه کاریه!؟ راه های ساده تر هم وجود داره!!
بهرام
جمعه 30 فروردین 1392 06:56 ق.ظ
با سلام . شعر نوشت ازحافظ است

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم
باتشکر
پاسخ تاراس : درود بسیار...
خیلی متشکرم....
stone
چهارشنبه 7 فروردین 1392 09:26 ق.ظ
پی نوشت ها بسیار قشنگ بود ما را به فکر فرو بردید
پاسخ تاراس : خواهش میشه. :)
+ منظورتون چهارمی که نبود؟! کلی خودمو کنترل کردم سر امتحان گریه نکنم!! :)))
شنگین كلك
چهارشنبه 30 اسفند 1391 12:03 ق.ظ
درود بسیار
و سال نو برای شما مبارك باشد
در دردس و امتحانات هم موفق باشید
به گمانم این صدای شهرام شكوهی باشه نه ناظری
به هر حال ممنون از لینك دانلود
پاسخ تاراس : درود فراوان. عید شمام فرخنده.
سپاسگزارم. لطف دارین.
+ درسته. اشتباهی نوشتم. ممنون از توجهتون. :)
++ موفق باشین.
سعید
سه شنبه 29 اسفند 1391 06:11 ب.ظ
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال روزگار
پاسخ تاراس : درود...
ممنون. سال نوتون مبارک باشه...
مریم
دوشنبه 28 اسفند 1391 10:26 ق.ظ
به به دکتر جون شما از کی برگشتین؟ بی خبر بودیم...
پاسخ تاراس : بیین کی اینجاست...؟! میم مون!! :)))
به تازگی عزیزم. قربانت.
حنا
شنبه 26 اسفند 1391 09:32 ق.ظ
یاد یک دعایی افتادم
گویا از امام علی (ع)
که خدایا
گیریم که آتش جهنمت را تاب بیاورم
با آتش دوری ات چه کنم؟

آره
باید که مجازات متناسب باشد با جرم
نیست معمولا
پاسخ تاراس : سلام. خیلی قشنگه. ولی جدی ها! دوریش غیر قابل تحمله!
+ والا به نظر من تو قانون ما که مواردیش غیر متناسبه. لااقل بعضی از اونایی که سر کلاس پزشکی قانونی بهمون گفتن!
زهره
جمعه 25 اسفند 1391 09:30 ب.ظ
امیدوارم هیچ وقت کسی به سان غریبه از کنارت عبور نکنه دوستم،چون بسی درد داره
به سراغ من اگر می آیی نرم و آهسته بیا ...
راضیییم ازت
پاسخ تاراس : ممنون زهره جونم...
+ :دی
سعید
جمعه 25 اسفند 1391 08:56 ب.ظ
سلام.ممنون.من هم شما رو لینک کردم.
خوشحالم که یک نفر از متنی که خوندم خوشش اومد.دوستانم چندتا گفتند که چرا یک متن بهتر را نخواندی.

تبریک می گم که اول شدید.حالا در چه مسابقه ای اول شدید را نمی دانم.
پاسخ تاراس : درود فراوان. سپاسگزارم.
ممنون. هر کس سلیقه ای دارد.
+ ممنون. المپیاد ورزشی دانشجویان - رشته بدمینتون!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر